فریادهای بی خودی ...
سکوت ... تنها چاره فریادهای بی انتهای مردک تاکسی ران بود
حرف حساب می زد و من محکوم ....
تقصیر من بود ....
می دانی چرا ؟؟؟
همه گناه من این بود :
پول خرد نداشتم !!!
+ نوشته شده در ساعت ۲ ق.ظ توسط سلمان ...
سکوت ... تنها چاره فریادهای بی انتهای مردک تاکسی ران بود
حرف حساب می زد و من محکوم ....
تقصیر من بود ....
می دانی چرا ؟؟؟
همه گناه من این بود :
پول خرد نداشتم !!!