نه ماندنت به آدمیزاد ماند و نه رفتنت

نه می روی آنچنان که محو خاطراتت روز ، شب کنم

نه می مانی که به آغوش نوازشی رهایم کنی از زندان تنهایی ...

گاه از فرط نبودنت ... چشمانت را فراموش می کنم و

گاه از دست بودنت فرار  ......

یا باش .... یا برو ....

....

برو .........!!!