تنهایی ...
شب بود و صدای باد بود
و سنگینی تنهایی ....
میان سیاهی های تکیده به دیوار این اتاق
و هیاهوی فکر ....
التهاب هوسهای خفته و
من
سبک تر از قاصدکی مست
مست ....
و تويي كه نبودنت فريادي است در اين خاموشي مفرط ....
+ نوشته شده در ساعت ۱۲ ق.ظ توسط سلمان ...
اينها كه مي خواني من نيستم....