عشق ...
نان کپک زد
فکرم خراب شد
دلم لرزید
نوشتم : مرگ ....
گفتي : اميد .....
فلسفه یعنی ذات کلمات
فلسفه یعنی شعر
و منطق یعنی عشق
و چه كسي مي داند اين عشق يعني تو ....
گاهی که فیلسوف می شوم دلم دو قطره شعر می خواهد
و گاهی که منطقم را بازیچه دست و دل بازیت می کنی
..... بگذریم
نترس ...
هنوز بوی کفن نمی دهد این جسم لاشخور گریز
فقط مانده ام چه پیوندی است میان نان و فکر و چشمهای تو !!!؟؟؟
.....
+ نوشته شده در ساعت ۱۲ ق.ظ توسط سلمان ...
اينها كه مي خواني من نيستم....