برف پاییزی ....
صبح سرد برف نو زده در بهت چشمهای خواب آلود و
لمس سرد دانه های باکره برف ...
سیگار شکم پر کن سر گیجه گیها
و چای داغ وا مانده در پیکر یخ بسته
و سوز تیز خراشنده بر برهنگی هایم را
به لطف برف هیجان انگیز یک صبح آبان پاییزی
لذت بی اختیار بود و هوس داغ سرگشتگی ...
دلمان خوش باد به همین سادگی ها ...
+ نوشته شده در ساعت ۱۱ ب.ظ توسط سلمان ...
اينها كه مي خواني من نيستم....