خیابان به خیابان در ریزش اشکهای آسمان ...

قدم به قدم در یورش افکار در هم ریخته و

حس خوب بی خیالی ...

گاهی فکر کردن و دور ریختن

گاهی سرما

اندکی از زیر چتر بیرون دویدن و سرک کشیدن

انگار زندگی گاهی آنقدر ساده می شود

مثل هوس نوشیدن چای پس از سیگار نم کشیده در باران

مثل زیبایی خروش آب در جوی خیابان و بوی فاضلاب

مثل حس هم قدمی با سایه ای خیالی

مثل چشمهای بسته و خواب ایستاده در شلوغی ازدحام پیاده رو

و گاهی مثل هم آغوشی من و تو از عادت روزمرگی ....