نازهای بی خودی ...
صدای شکستن آمد و از جا پریدم و دویدم و دویدم و دیدم .....
صدای دل پسرک عاشقی بود که دختر همسایه به نیت ناز ، دمار از روزگارش در آورده بود ...
بیچاره من ..... که خیال کردم سرویس استکان مادرم بود که ناقص شد !!!
+ نوشته شده در ساعت ۱۲ ب.ظ توسط سلمان ...
اينها كه مي خواني من نيستم....